تاثیر برنامه ریزی استراتژیك


تاثیر برنامه ریزی استراتژیك در سازمانهای امروزی بركسی پوشیده نیست.  برنامه ریزی استراتژیك را كوششی نظام یافته برای اجرای استراتژی های اصلی سازمان و بكارگیری آن در جهت تحقق مقاصد سازمان می دانند كه اهداف سازمان را با توجه به رسالت آن تعیین و از طریق مطالعات محیطی و فرصت ها و تهدید ها و نقاط ضعف و قوت سازمان را شناسائی نموده تا به اهداف واقع بینانه تری رسیده و  تعیین و به اجراء در آورد.

 

تاثیر برنامه ریزی استراتژیك

برنامه ریزی استراتژیك عوامل اساسی خطر آفرین محیطی را تحلیل نموده و راه حلهایی كه با احتمال بیشتر برای رسیدن به اهداف مناسب تر ارائه می نماید به عبارتی برنامه ریزی استراتژیك فرایند تعیین اهداف سازمان و اتخاذ تصمیم درباره طرحهای جامع عملیاتی و اجرایی برای تحقق آن اهداف می باشد.
برنامه ریزی استراتژیك بیانگر قدرت خلاقیت مدیران و ساختن آینده بوده كه مدیران از طریق برنامه ریزی استراتژیك به امر آینده سازی می پردازند. كاربرد برنامه ریزی ، توسعه منابع انسانی را می طلبد كه موجب یك تحول در بهبود توسعه سازمان می گردد.

الگوی برنامه ریزی استراتژیك كه فرایند آن مورد بررسی قرار می گیرد دارای هشت مرحله بوده و این الگو نسبت به سایر الگوها فهرست مناسبی از فعالیتهای  سازمان را تهیه می نماید كه مجموعه این فعالیتها  ارائه یك برنامه ریزی استراتژیك خواهد بود:

  • آغاز فرآیند برنامه ریزی استراتژیك و حصول توافق در رابطه با آن:

هدف از این مرحله گفتگو و جلب حمایت تصمیم گیرندگان كلیدی و رهبران فكری سازمان جه ترسیم آینده شرکت وجاب نظر آنها برای عملیاتی شدن می باشد.

 

  • تعیین و شناسائی دستور سازمانی.

مرحله دوم شامل دستورات رسمی و غیر رسمی كه بر عهده سازمان گذاشته شده می باشد در این رابطه باید هائی كه سازمان با ان روبرو می باشد مطرح بوده كه چه كارهائی انجام گیرد و چه كارهائی انجام نگیرد. سازمانها در تنوع خصوصی تا دولتی از الگوهای متفاوتی پیروی می کنند که در تبیین سیاست باید به تضاد ها و ضد ارزش ها در سازمان پرداخت و از آن نا هنجار ها در تبیین سیاست خودداری کرد چرا که در این صورت طرح در مرحله عملیاتی با چالش های بسیاری روبرو خواهد شد.

 

  • روشن شدن ماموریت و رسالت و ارزشهای سازمانی .

در مرحله سوم، تعیین ماموریت و علت وجودی سازمان مشخص می شود و بطور كلی چرا سازمان بوجود آمده و برای تحقق و انجام چه كاری تلاش می كند حائز اهمیت می باشد.

  • ارزیابی محیط خارجی، فرصت ها و تهدیدها.

مرحله چهارم، تیم برنامه ریزی باید بتواند فرصت ها و تهدیدها را بخوبی شناسایی و تعیین نماید. مطالعه محیط خارجی و ارزیابی آن بدین جهت انجام می گیرد كه ما از فضائی كه در آن هستیم آگاهی یابیم. همانگونه که در نگاره های قبل هم اشاره شد محیط پیرامونی تاثیر بسیاری بر تحولات سازمانی دارد.

 

  • ارزیابی محیط داخلی نقاط ضعف و قوت ها.

از آن رو که طرح های راهبردی میبایستی به کمک اعضای خود سازمان عملیاتی شود قبل از اقدام به طرح های استراتژیک باید از پتانسیل و رویکرد درون سازمان و اطلاعات دقیقی بدست آورد. در غیر این صورت هرچقد خط مشی قوی تنظیم شود ولی هیچ تضمین اجرایی نخواهد داشت.

 

  • شناسائی مسائل استراتژیكی كه سازمان را به آن مواجه ساخته است.

مرحله ششم بررسی شرایط فعلی سازمان است، این مسائل باید با نقاط ضعف داخل سازمان، تهدیدات خارج سازمان و یا فرصتهای آینده آن مدنظر قرارگیرد سازمان ممكن است خدمات و رویكردهای جدیدی در ارائه خدمات پیشنهاد نماید و فهرست آنها بعنوان تشكیل دهنده مبانی استراتژی هایی بكار گرفته شود كه باید تنظیم و اجراء گردند.

 

  • تنظیم استراتژی ها برای ماموریت مسائل استراتژیك در سازمان.

تنظیم و تدوین استراتژی كه گاهی طرح اجرایی نامیده می شود مرحله ای است كه درآن مسائل استراتژیك استنتاج شده از مراحل قبلی بصورت اجرایی در می آید دراین مرحله استراتژی هایی برای تحقیق اهداف عینی منتخب تنظیم می شوند.

 

  • برقراری دیدگاه و افق سازمانی كار ساز برای آینده.

الگوی نهایی آن خروجی است که چرخه فرایند برنامه ریزی استراتژیک را کامل میکند و با تکیه بر آن شرکت امید طی مسیر را خواهد داشت. یك استراتژی كارساز باید با چند معیار مطابقت داشته باشد باید ازنظر فنی فایل اجراء و از نظر سیاسی مورد قبول افراد كلیدی سازمان و با فلسفه و ارزشهای سازمان هماهنگ باشد. استراتژی كارساز باید مسائل اخلاقی، معنوی و قانونی را نیز رعایت نماید.

پس از اجرای هشت مرحله فوق نتیجه گیری و ارزیابی انجام می گیرد باید توجه داشت كه نتیجه گیری و ارزشیابی در هر مرحله از فرآیند به موقع  صورت پذیرد و این مرحله کنترلی با تشخیص انحراف ها به استمرار شرکت در نیل به برنامه تدوین شده را خواهد داشت

  • همسویی ارکان سازمان: اتفاق نظر برای تلاش در جهت برنامه ریزی استراتژیك.
  • هم ارزشی در گروه ها: بررسی، تشخیص و تعیین ماموریتها و تعهدات حتی در زیرگروه های سازمان.
  • کیفیت سنجی: تدوین، تنظیم و تبیین رسالتها و اهداف و مغایرت کیری با ارزش ها و ماموریت ها.
  • ارزیابی محیط بیرونی: در مسیر تعالی و طی زمان امکان دارد پارامتر های محیطی به نفع یا بر ضد ارزش ها سازمان عمل کند.
  • ارزیابی محیط درونی: با توجه به اثرات سیاست جدید امکان دارد منابع ، گروه و … دستخوش تغییرات شوند.
  • هوشیاری در سازمان: با تغییر لحظه ای شرایط آماده تصمیم گیری صحیح باشید.
  • تدوین و تنظیم استراتژی: تشخیص و تبیین مسائل استراتژیك و بهینه سازی آنها در مسیر تعالی.
  • ایجاد چشم انداز: تشریح و توصیف موقعیت آتی سازمان.
  • اجراء و ارزیابی: نتیجه استراتژی لحظه ای نیست و در بیشتر مواقع پس از طی سیکل تکامل نمایان می شود.