مزایای مدیریت استراتژیك


رویكرد مدیریت استراتژیك بر مبنای تعامل مدیران در همه سطوح سازمانی و كسب و كار تاكید نموده و نتایج رفتاری مشخصی را به همراه دارد كه مشخصه نظام تصمیم گیری مشاركتی است به همین علت بررسی تشخیص و ارزیابی دقیق تاثیر فرموله كردن استراتژی بر عملكرد سازمان و یا كسب و كار اغلب نیازمند مجموعه ای از معیارهای مالی و غیره می باشد كه اثربخشی مدیران را مورد ارزیابی قرار می دهند.

 

مزایای مدیریت استراتژیك

بهره وری طرح های استراتژیك را می توان در توسعه فعالیت ها و افزایش راندمان و تحقق اهداف و اثربخشی فرآیند مدیریت علمی دانست. بهره وری طرح های استراتژیک را می توان در پنج دسته برشمرد:

1-  فرآیند فرموله كردن استراتژی:

این رویکرد توانائی های سازمان و كسب و كار را برای حل مسائل افزایش می دهند. مدیران با تشویق و پاداش دادن به زیردستان موجب توجه آنها به ملاحظات برنامه ریزی گردیده و بدین طریق در پیش بینی و هدایت كار بوسیله كاركنان روند تسریع می گردد.

2- تصمیمات استراتژیك مبتنی بر گروه:

روندی تعاملی میان همه سطوح سازمان که احتمالاً بهترین راه حل را در اختیار مدیران قرار می دهد و خروجی آن تصمیمات بهتری از نظر عملیاتی در سازمان می باشد. از آن رو که اجزاء سازمان در تدوین استراتژی دخیل می باشند می توان این امید را داشت که به دلایل بومی شدن طرح استراتژی اجرای این طرح ساده تر بوده چرا كه اعضای گروه پیش بینی هایی را بر اساس برداشت های تخصصی ارائه داده اند.

3- رفتار گروهی در نیل به اهداف:

زمانی كه كاركنان و یا نمایندگان آنها در فرآیند فرموله كردن استراتژی مشاركت داشته باشند فهم بهتری از اولویت های سازمانی و طرح های تشویقی سازمان و قدرت اجرایی گروه سازمانی داشته، بنابراین انگیزه بهتری برای رفتار در جهت تحقق اهداف شرکت بروز می دهند.

4- کاهش تنش در تدوین و اجرا:

در میان افراد و گروه های گوناگون به دلیل مشاركت آنها در فرموله كردن استراتژی باید شكاف و اصطكاك كاهش یابد چرا كه فرآیند تدوین و اجرا در این نوع از استراتژی به روشن كردن نقشهای مختلف كمك می نماید. شكل گیری جلسات گروه كه در مراحل مختلف فرآیند فرموله كردن استراتژی بوجود می آید فهم مسئولیت های افراد گروه های فرعی را افزایش داده و مشخص تر می نماید.

5- تعامل و همزیستی سازنده:

در راستای این طرح استراتژی، مقاومت در مقابل تغییرات كاهش می یابد و بجای آنکه گروه بر آن باشد که سیاست ها را متناسب با سلایق خود تغییر دهد در تعامل با آن خود را اهداف سازمانی و سیاست های تعیین شده همسو می کند.