مدیریت کیفی, مدیریت منابع

مکاتب شکل گیری استراتژی

مکاتب استراتژی

همه نظریات مختلف از جمله نظریات مدیریت بر اساس ساختار ذهنی یک یا چند نظریه پرداز بوجود آمده است.
پارادایم معنی یک نوع نگرش یا بینش به یک موضوعی است که شامل مجموعه‌ای از تفکرات و تصورات و ارزشهاست.

نظریات، مدل ها و مفاهیم حوزه مدیریت استراتژیک هم شامل همین حالت است.
یعنی در دوره‌های مختلف، بر اساس نیازها و شرایط مختلف، یکسری پارادایم‌هایی وجود داشتند .
اندیشمندان طرح ریزی استراتژیک تاثیرپذیر از آن پارادایم‌ها نظریات خودشان را بیان کردند.
بعدا اندیشمندان دیگر، این نظریات را در قالب مکاتب و یک سطح بالاتر از آن در قالب رویکردها، طبقه‌بندی کردند.

در کل در مدیریت استراتژیک فرایند یا مدل واحدی وجود ندارد.
هدف ما این است که با برخی از این مجموعه مکاتب که در شکل‌گیری استراتژی نقش دارد آشنا شویم .
بر اساس نیازهایمان و نیز شرایط مساله و سازمانی که داریم، یکی از آنها را انتخاب کنیم.
بررسی و کنار هم قرار دادن نظریات و مکاتب مختلف مدیریت استراتژیک به مانند کنار هم قرار دادن تکه‌های یک پازل میباشد که در نهایت یک تصویر واحد را ایجاد میکند ،
هرچند این تصویر شاید گویای شرایط واقعی نباشد ولی میتواند یک دیدگاه نصبت به موضوع ایجاد نماید .

مکاتب اصلی شکل گیری استراتژی در سه پارادایم میتوان تجمیع کرد :

1-            پارادایم تجویزی یا پیش تدبیری
2-            پارادایم توصیفی یا تجربی – انطباقی
3-            پارادایم تلفیقی

در توضیح مدیریت استراتژیک متاثر از مکتب تجویزی یا پیش تدبیری :

این رویکرد آغازگر مباحث استراتژی به شمار آمده و حاصل یک فرآیند تحلیلی و قاعده مند میباشد
در این رویکرد تدوین استراتژی فرآیندی گام به گام است و برای هر گام آن دستورالعملهای مشخصی تجویز شده.
شرایط محیط فردا را امتداد خطی شرایط امروز فرض می کند و توجهی به تغییر رویکرد و قواعد حاصل از آن را ندارد.
صرفاًَ تنها در محیطی کارایی دارد تحولات آن نیز اندک و کند می باشد.
این رویکرد ذهن انسان را در قالب یک فرآیند گام به گام به پیش می برد و این خود مانع بزرگی برای پرواز ذهن به اوج خلاقیت ها می باشد.
هنوز هم زیربنای اصلی مباحث علمی برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک را این رویکرد تشکیل می دهند .

با پارادایم پیش تدبیری از مدیریت استراتژیک میتوان تعاریف نوینی ارائه داد :

الف : مدیریت استراتژیک عبارت است از طراحی و تنظیم و ارزیابی کلیه اقدامات و عملیاتی است که سازمان را قادر می سازد آینده خود را دقیق تر و روشن تر ترسیم نماید .

ب: مدیریت استراتژیک یک فرآیند تصمیم گیری است که می تواند عوامل کلیدی محیط درون سازمان و یا کسب و کار را با فرصتها و تهدیدات محیط بیرونی سازمان و یا کسب و کار به نحوی به هم ربط دهد که ارزش هر یک از عوامل در تحقق اهداف به خوبی مشخص گردد.
از تعاریف فوق می توان گفت رویکرد تجویزی از تعامل 4 عامل قوت ، ضعف ، فرصت و تهدید به منظور ارائه الگوی مناسب تدوین چشم انداز و تدوین استراتژی استفاده می نماید

در توضیح مدیریت استراتژیک متاثر از مکتب توصیفی :

مکتب توصیفی یا تجربی انطباقی خواستار تغییرات سریع و غیرخطی و غیر قابل پیش بینی میباشد .
محیط را عاملی دانستند که به شدت اثربخشی مکتب تجویزی را تحت شعاع قرار می دهد .
لذا در شرایط تغییر و تحول ارزیابی و ارزشیابی مطمئن از تهدیدات و فرصتهای محیط بیرونی سازمان و یا کسب و کار غیر ممکن و ارزیابی نقاط قوت و ضعف درون سازمان و کسب و کار غیر واقعی و متاثر از برداشتهای متفاوت مدیران و در نتیجه غیر قابل اطمینان خواهد بود .
می توان اینگونه تعبیر نمود مدیریت استراتژیک یک فرآیند تصمیم گیری متکی بر آزمایش و تجربه است
که یک راه حل اقتضایی و انطباقی کلان مبتنی بر تفکر و اقدام استراتژیک به موقع را مدنظر دارد .

یک استراتژی بدیع ، خلاق و اثربخش الزاماً از روشهای قاعده مند حاصل نمی شود.
بر اساس مطالعاتی که انجام شده پنج توصیه اساسی در فراهم نمودن زمینه خلق استراتژی اثربخش پیشنهاد شده است .
1)            پیشنهادات جدید
2)            گفتگوهای جدید
3)            احساسات جدید
4)            دیدگاه های جدید
5)            تجارب جدید

در توضیح مدیریت استراتژیک متاثر از رویکرد تلفیقی :

مزایا و معایب مدیریت استراتژیک تجربی انطباقی و یا توصیفی و یا پیش تدبیری گزینه دیگری در برخورد با مسائل استراتژیک و مدیریت استراتژیک بوجود آورده تا بتواند از هر رویکرد در جای مناسب خود بهره ببرد که آن نیز رویکرد تلفیقی است .
تاکید این رویکرد در سازمانها طبق الگوی خاص و متاثر از اهداف ، ایدئولوژی ها و واقعیتهای محیطی خود دست به انتخاب بزند.
از آنجا که که در تدوین چشم انداز سازمانها از رویکرد تلفیقی استفاده می شود موارد زیر قابل توجه می باشد .

1)            در چهارچوب نگرش رویکرد تلفیقی ضمن تاکید بر لزوم شناخت همخوانی و ایجاد توازن بین عوامل محیطی شامل نقاط قوت و ضعف فعالیتهای اقتصادی هر بخش و فرصتها و تهدیدهای خارج از آن و شکل دهی آن مطابق اهداف و استراتژی های مورد نظر ضروری می باشد

2)            در رویکرد تلفیقی ضمن اینکه چشم انداز و دیدگاهها و ارزشهای مدیران عالی و استراتژیک ها تعیین کننده اصلی محسوب می گردند توجه به نقش نوآوران و خلاقان نیز غیر قابل اجتناب است .

3)            رسالت و اهداف تجدید نظر شده با واقع گرائی بیشتری تبیین و اجرا می گردد .

4)            تحلیل های کلان و خرد توام منشاء و ملاک تصمیم گیری است .

5)            با نگاهی خلاقانه و آینده ساز به تبیین چشم انداز می پردازد .

 

این پست را ارزیابی کنید

نوشته های مشابه