فرصت در علوم مدیریت

تعریف فرصت در علوم مدیریت

از فراهم شدن عوامل بروز منفعت !

دیر زمانی است که تشخیص فرصت به عنوان یک جنبه کلیدی از فرایند کارآفرینی مورد توافق قرار گرفته است.در واقع از نظر بسیاری از محققان، تشخیص فرصت قدم اول و تعیین‌کننده در فرایند خلق کسب و کارها است.فرصتها زاییده قواعد رویکردها هستند و فرصتهای بالقوه برای همه وجود دارند.

فرصت در محیط کسب و کار از نیاز پاسخگویی نشده بازار شکل می گیرد .فرصت بالقوه برای سازمان هنگامی بفعل تبدیل می شود که امکان تکمیل عوامل بروز منفعت وجود داشته باشد.در دنیای رقابتی در انحصار داشتن قابلیتهای کلیدی یک مزیت موثر میباشد.
نقاط قوت و ضعف سازمانها فرصتهایی را فراهم می سازد که مختص همان سازمان است .رقبا از فرصت های شما بی بهره اند پس یکی از راهکار های پیشه گرفتن از رقبا شناسایی فرصت ها است.

فرصت چیست؟

هر کسب و کار منجر به تولید می شود. با این حال ، معاملات منجر به درآمد نمی شوند. شما در صورت تمایل به خرید محصولات یا خدمات شما ، منجر به تولید ، پرورش آنها و تبدیل آنها می شوید.

مرحله مهم بین شناسایی و بسته شدن یا از دست دادن معامله “فرصت” شماست. شما باید محصول خود را معرفی کنید و چشم انداز خود را برای خرید بدست آورید. تیم فروش شما احتمالاً تلاش زیادی در تعامل با افراد مناسب ، مشارکت ذینفعان ، ارائه سخنرانی ها و نمایش دموها برای کمک به آنها در تصمیم گیری برای خرید انجام می دهد.

چرا به ابزار مدیریت فرصت نیاز دارید؟
فرصت ها برای تجارت شما گرانبها هستند و اگر با روش صحیح به کار گرفته شوند می توانند نتیجه کار را به راحتی تقویت کنند. شما باید اطمینان حاصل کنید که به طور موثر فرصت های خود را مدیریت می کنید و تیم های شما به ابزار مناسبی مجهز هستند تا از تک تک آنها بیشترین استفاده لازم را ببرند.

لحظه ای فکر کنید و به رویکرد کسب و کار خود در مدیریت فرصت های فروش فکر کنید. آیا گفته های زیر درست است؟

شما نمی دانید که فرصت های موجود در کار شما زنده هستند یا خیر.
شما نمی دانید روی کدام فرصت ها تمرکز کنید.
برای پیگیری فرصت ها ساعت ها یا روزها وقت می گذارید.
شما نسبت برد و فرصت های از دست رفته خود را نمی دانید.
اگر به هر یک از موارد بالا بله پاسخ داده باشید ، احتمالاً معاملات احتمالی از شکاف ها عبور می کنند.

فرصت

برای توسعه قابلیتهای سازمان دو رویکرد وجود دارد .

1) رویکرد پیش نگر

پیش نگری به دنبال آشکار نمودن این مسئله است که آینده احتمالا چگونه خواهد بود .ارزش یک پیش نگری به میزان دقت آن در بیان آنچه که احتمالا تحت شرایط خاص اتفاق خواهد افتاد، میباشد.

2)   رویکرد پس نگر
پس نگری به دنبال بیان پیامدهای آینده های مختلف، نه بر اساس احتمال آنها، بلکه بر اساس معیارهای دیگری که از بیرون برای تجزیه و تحلیل مشخص شده اند .

لذا به طور کلی تفاوت پس نگری و پیش نگری حول سه محور قابل بحث است:

1) پس نگری تمایل به کشف دارد، در حالی که پیش نگری به توجیه می پردازد.
در چهارچوب موقعیت کشف، ایده گرفتن تنها چیزی است که اهمیت دارد، اینکه چگونه این کار انجام می شود، اهمیت ندارد.اگر چه روش های مختلفی مانند طوفان فکری وجود دارد،اما هیچ تاکیدی بر الزام به قوانین و یا روش های خاص یک فرآیند خلاق وجود ندارد.در موقعیت توجیه، وظیفه اصلی به کارگیری ایده ها و اثبات اعتبار نتایج علمی است.

فرصت


2) مزیت پس نگری تا حد زیادی باید در چهارچوب و موقعیت کشف و نه توجیه، مورد ارزیابی و قضاوت قرار گیرد.پس نگری به خودی خود یک روش نیست،واضح است که پس نگری برای اعتبار یابی به روش های علمی متکی است و این در موقعیت و حوزه توجیه قرار دارد.;

3) پس نگری بر اساس هدف غایت انگاری شکل گرفته است، در حالی که پیش ­نگری بر اساس علیت شکل گرفته است.هر دو اصل، پیروان خاص خود را در طول تاریخ فلسفه و علم داشته اند.طرفداران اصل علیت معتقدند که این اصل با توجه به شرایط اولیه خاص، امکان تبیین آنچه را که اتفاق افتاده و البته پیش بینی آنچه را که اتفاق خواهد افتاد، فراهم می کند.رویکرد «علی و معلولی»، رویکرد سنتی به برنامه ریزی است.

در این رویکردها، برنامه ریز ابتدا با طرح این سوال که «در آینده بلندمدت چه روی خواهد داد؟ » پیش بینی لازم را انجام می دهد.آنگاه پیش بینی ها را مبنای تصمیم ­گیری و اتخاذ سیاست قرار می دهد و در نهایت اقدام میکند.دیدگاه مخالف، اعتقاد دارد که تبیین ­ها در چهارچوب علوم اجتماعی، شکل دیگری از شناخت و درک هستند.

نکات زیر پس نگری را جذاب تر خواهد نمود:

1)    مقاصد و نیات در بسیاری موارد، نقشی مهم در رفتار انسان ایفا می ­نماید . توسعه جامعه تحت تاثیر عوامل و بازیگران زیادی است (نه فقط تصمیم گیرندگان) .; مقاصد و نیات تحت تاثیر دانش و ادراک گزینه ­های در دسترس هستند .; نیات به طور کامل توسط یک مدل علی، قابل پیش بینی نیستند .

2) اصول پس ­نگری عدم اطمینان و عدم قطعیت است، در حالی که مبانی پیش نگری، جبرگرایی و پیش بینی پذیری است.اکثر افراد، براین باورند که دانش موجود در مورد یک پدیده اجتماعی، اغلب اجازه نتیجه گیری همراه با اطمینان درباره توسعه بلندمدت در آن حوزه خاص را نمی دهد.در رویکرد پیش نگری، عدم اطمینان معمولا از منظر حساسیت به نتایج مدل در برابر تغییرات متغیرهای بیرونی بررسی می ­شود.

3) درک آینده و اینکه واقعا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد، ایده اصلی پیش بینی در مطالعات آینده است،تا به جامعه یا یک مشتری قابلیت تطبیق پذیری با روندهای کما و بیش حتمی بدهد.در کل، عدم قطعیت و دیگر اشکال عدم اطمینان، هر پیش نگری واقعی بلندمدت درباره توسعه جامعه را به شدت، نامعلوم و قابل تردید می ­کنددر حالی که آینده ­پژوهی با هدف گسترش دامنه انتخاب های مطرح شده، هنوز ارزشمند است.هدف مطالعات پس نگری در واقع فراهم نمودن داده و ورودی برای فرآیند تدوین خط مشی است .

فرصت

نظر به تنوع رویکرد های متفاوت هدف سازمان نیل به شناسایی فرصت ها میباشد .فرصت‌ها توسط محیطی که سازمان ما در آن فعالیت می‌کند ارائه می‌شوند.این فرصت‌ها زمانی به وجود می‌آیند که یک سازمان بتواند،از شرایط محیطی خود برای برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی‌هایی که باعث می‌شود سود آور تر شود، استفاده کند.سازمان‌ها می‌توانند با استفاده از فرصتها، مزیت رقابتی کسب کنند.

سازمان باید همواره مراقب باشد و فرصتها را شناسایی و هر زمان که به وجود می‌آیند آنها را درک کند.انتخاب موارد هدفی که به بهترین وجه در خدمت مشتریان هستند،در حالی که نتایج مورد نظر خود را کسب می‌کنند، کار دشواری است.فرصت‌ها ممکن است از بازار، رقابت، صنعت/‌دولت و فناوری ایجاد شوند.افزایش تقاضا برای تجهیزات تکنولوژی همراه با رفع محدودیت‌ها، فرصتی عالی برای شرکت‌های جدید جهت ورود به بخش تکنولوژی و رقابت با شرکت‌های موجود برای کسب درآمد است.


برای دانلود مقاله اینجا کلیک کنید


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *